عروسک خانم مولی
ترجمه عروسک خانم مولی خانم مولی یه عروسک داره که مریضه مریضه مرضه پس او به یک دکتر تلفن زدتا زود زود زود بیاد دکتر اومد با کیف و کلاهش و تق تق تق زد به در اتاق او به عروسک مریض نگاه کرد وسرش رو تکون داد و گفت به خانم مولی "که زود عروسکت رو ببر تو رختخواب" دکتر برای عروسک مریض رو کاغذ دارو و قرص نوشت وگفت من فردا صبح برای ویزیت و پولم برمیگردم Miss Molly's Dolly Miss Molly had a dolly Who was sick, sick, sick! So she called for the doctor To be quick, quick, quick. The doctor came With his bag and hat, And he k...



